سلام
بازگشایی مبارک…
ظاهرا سلامم را نمیخواهند پاسخ گفت…
حریفا! میزبانا!
درست است که زمستان است و هوا بس ناجوانمردانه سرد است
اما… بیائید و بنویسید تا دوباره اینجا گرما بگیرد
سلام
بازگشایی مبارک…
ظاهرا سلامم را نمیخواهند پاسخ گفت…
حریفا! میزبانا!
درست است که زمستان است و هوا بس ناجوانمردانه سرد است
اما… بیائید و بنویسید تا دوباره اینجا گرما بگیرد
درود علیکم … خوب هستین ؟ خدا را سپاس که خوب هستین
ما دوباره برگشتیم … البته هممون که برنگشتیم … یه خوردمون برگشتیم
1-آیدا که مثل خودم وبلاگ خودش را داره و رفت
2-بیتا رفت
3-ترانه شاید بیاد
4-ریز رفت
5-سمیرا شاید بیاد
6-طناز شاید بیاد
7-مسیحا هست
8-مهدی هست
9-مونا که مثل خودم وبلاگ خودش را داره و رفت
10-نارون شاید بیاد
11-نرگس رفت
12-نیکی رفت
13-پویا شاید بیاد
14-پپر چاکر شما هستم
15-پیام رفت
16-کیانا شاید بیاد
و شاید دیگرانم به ما اضافه بشوند
سلام بر اهالی اسپشیال
ما را نگاه میکنند…
و اینگونه میپندارند که ما اسپشیالی ها انسان هایی هستیم به زلالی شبنم و به سپیدی برف…
ما را نگاه میکنند و از خوبی و پاکی ما تعریف ها میشود…
اما ظاهرا غافل هستند که به هر شکل ما نیز انسانیم…
و چون انسان هستیم میتوانیم اشتباه کنیم. خوب نباشیم و صداقت نداشته باشیم…
و چنین است که معلولیت نمیتواند سدی باشد در مقابل صفات زشت
سلام بر اهالی اسپشیال
نمیدانم با جناب دکتر محمود معظمی آشنا هستید یا نه…
چند هفته پیش مبحثی را مطرح نموده بود با عنوان حسن جویی
بدین معنا که همه ما انسان ها با تمام مشکلات (از جمله معلولیت ها) دارای
یک سری موقعیت های خوب و نشاط آور ، امکانات و شرایط مطلوب
و در کل نقاط مثبت (هرچند اندک) در زندگی هستیم… پس چه بهتر
که هر صبح به فکر یافتن این نقاط خوب و مثبت باشیم و هرچه بیشتر
این مسائل خوب را جستجو کنیم…
www.namaava.com
http://www.maktabekamal.com/
گاهی تغییر باعث میشه تا انسان ها و اونایی که اهل تعمق و تفکر هستند لحظه ای مکث کنند تا به زیبایی و حکمت نهفته در آن پی ببرند.
خیلی وقت بود که می خواستم این گل قشنگ و جالب رو که متفاوت از بقیه ی گل ها بود رو بزارم اینجا. موضوع مال چند ماه قبله. یکی از همکارای خوبم موقع رفتن به خونه متوجهش شد و از همه مون خواست که وایسیم و نگاهش کنیم.

دو تا غنچه که درست از وسط گل روییدند. معمولا توی طبیعت از این اتفاقا به ندرت میفته. ولی همون هم زیباست. مثل سیب یا هلوهای دوقلو که بهم چسبیدند و یا خیلی موارد دیگه که قطعا دیدین.
چه خوب بود اگر در بین انسان ها هم تغییرات زیبا تعبیر می شدند و با آخ و اوخ و ترحم همراه نبود. بلکه هیجان داشت…!!
پ.ن: عید قربان رو هم تبریک می گم و امیدوارم هر روزتون مثل عیدها پر از شادی و شور باشه و خنده رو لبتون موندگار بشه.

مگه کوری؟ مگه کری؟ مگه دستم اینجوریه (همونجوری )! مگه خودم چلاقم!! منگل! عقبمونده و هزار عبارت دیگه! شاید خیلی از آدمها حتی خود ما ناخواسته در صحبتهای روزمره این تعابیر را استفاده کنیم. اما آیا نمیشود جور دیگری حرف زد؟
مگه حتما باید نابینا بود تا ندید! یا ناشنوا بود و نشنید! یا عقبمانده و منگل بود تا نفهمید! گاهی یک نابینا بهتر میبیند، یک ناشنوا بهتر میشنود و یک عقبمانده بهتر میفهمد. یادم هست که در دوران کودکی، دختری عقبمانده در محلهمان زندگی میکرد که آنقدر با محبت بود و محبتش واقعی بود که بسیاری از آدمهایی که ادعای فهم و کمالات داشتند چنین احساسی ایجاد نمیکردند.
گاهی با همان دستهای اونجوری وگاهی بدون پا میتوان دنیا را تکان داد.
دهانها را باید شست، جور دیگر باید سخن گفت (با عرض معذرت از سهراب سپهری/ روحش شاد) …
بیشتر حواسمان باشد که چه میگوییم شاید جملهی ما دل دردمندی را بلرزاند.

هلن کلر: من در دنیايي که شما تاریکی مینامید و برای من طلاست میتوانم ببینم و به همین دلیل خوشحالم. من دنيای ساخت خداوند را میبینم و نه دنیای ساخت بشر را.
پ.ن. دوستان دیگه بیاید بنویسید تا سند اینجا رو به نامم نزدم.
سلام
چند وقت پيش تو وبلاگ یکی از دوستان معلول مطلبی خوندم؛ مضمونش این بود که اگر من معلول از یک فرد غیر معلول تقاضای کمک کنم یعنی تحقیر معلولها. وقتی داشتم اون مطلب رو میخوندم با خودم گفتم: پس من هر روز دارم ملت رو تحقیر میکنم که !!!!
اما آیا واقعا اینطوریه؟ شما چی فکر میکنید؟ از نظر من کمک خواستن بد نیست. خوب وقتی نمیتونم چی کار کنم؟ پس این همه آدم غیرمعلول از من کمک میخوان دارن تحقیر میشن؟ نه! اینطور نیست. هر کسی مجموعهای از تواناییها رو داره که اون رو از بقیه افراد متمایز میکنه. مثلا یکی نقاش خوبیه و من وقتی احتیاج به یک نقاشی دارم میرم از اون فرد کمک میخوام. یا من برنامهنویس خوبی هستم و دیگری نیست کمک لازم داره و من کمکش میکنم و مثالهای دیگه. در معلولیت هم همینه. خوب وقتی من نمیتونم راه برم، نمیتونم دیگه. یک جاهایی کمک لازم دارم و باید کمک بخوام.
خودم وقتی مدرسه میرفتم یا اوایل دانشگاه خیلی خجالتی بودم و از کسی کمک نمیخواستم. اما دیدم که اینطوری هم خودم را عذاب میدهم و هم اطرافیانم را. تمرین کردم که کمک بخوام و دیدم که آدماهای اطرافم در خیابان، دانشگاه یا جاهای دیگر چه صمیمانه و مهربانانه کمکم میکنند، شاید باشن کسانی که رفتار ناشایست هم داشته باشند اما واقعا کمند در حد انگشتان دست. هر وقت که تنها دانشگاه میرم (تنها جایی که میتوانم تنها بروم)، خانمها و آقایان زیادی حتی بدون اینکه من از آنها کمک بخوام ازم اجازه میخواند تا کمکم کنند و من با نیش باز میگویم ممنون! و در دلم میگویم: نیکی و پرسش. البته گاهی بعضیها خجالت میکشند بگویند که میتوانم کمکتان کنم. یکبار کسی به من گفت: کمک میخواین و من گفتم نه ممنون و بعد معذرت خواهی کرد. من به او گفتم: شما انسان والایی هستید که به اطرافتان توجه میکنید و انسانها برایتان مهم است و او خندید و رفت.
من از دیگران کمک میخواهم چون زورم به شیبهای بیش از ۳ درجه نمیرسه. من کمک میخوام وقتی به یک پله یا یک شلنگ پهن و یا یک چاله میرسم. من کمک میخواهم وقتی در طبقه دوم یک ساختمانم و آسانسور خراب شده است. من کمک میخواهم وقتی … من تواناییهای زیادی دارم، فقط نمیتوانم راه بروم و احساس حقارت هم نمیکنم.

این بازیو اولین بار تو وبلاگ آیداجون دیدم. بعد تو وبلاگ ترانه جون و آخرین بار در وبلاگ طنی جون رویت شد!!:teeth
قول داده بودم که منم تو این بازی جالب شرکت کنم. خیلی وقت بود که وبلاگ گروه رو آپ نکرده بودم. این بود که تصمیم گرفتم بیام و اینجا بزارمش.:regular
بدترین اتفاق زندگی شما:آخ آخ!!:cry دست رو دلم نزارین که خونی میشه خونم میفته گردنتون!! :teethشوخی کردم. اما جدیش اتفاقی که واسه خواهرم افتاد …
خوب ترین اتفاق زندگی شما:
آخ جون اتفاق خوب!! من عاشقشم!.:laughing.. تموم شدن دوران سربازی میکی:hug:kiss
بدترین تصمیم زندگی شما:
معمولا وقتی احساسات تصمیم بگیرن بد میشه! خوش بینی الکی
بزرگ ترین پشیمانی زندگی شما:
محبت بیجا به برخی (البته اصلا پشیمان نیستم.گذشته ها گذشته)
فرد تاثیرگذار در زندگی شما:
کسی که نمی شناختم! رفتارش مثل خودم بود. یه جور آینه…
آیا به معجزه اعتقاد دارید:
اوهووم:wink. بله البته. هر لحظه که می گذره معجزه ای هم رخ میده. فقط باید قدرت دید رو بالا برد.
چه آرزویی داری:
سلامتی واسه خودم و بقیه
چقدرخوش شانس هستید:
تا حدی. معمولا وقتی حواسم نیست خیلی خوش شانسم. خدا نکنه کلید کنم رو یه چیزی!!:teeth (شوخی می کنم. شانس وجود نداره. بازتاب کردار خودمونه. اما اگه تحت الفظی باهاش برخورد کنم، خوش شانسم)
خیانت:
الهی خائن بمیره! الهی جیز جیگر بزنه! الهی…:praying (فکر کنم کل خائن ها مردن و یا به زودی می میرن!:rolling:rolling)
عشق:
فاصله های غرق ابهام و نور
دروغ:
چیزی که مثل مدل مو و رنگ لباس مُد شده و اکثرا میگن!:confused
از چه کسی بدتان می آید:
دبیر جغرافیام! این یه بشرو فکر نکنم بتونم ببخشم.
آیا تا به حال دل کسی را شکسته اید:
نمی دونم…
دلیل انتخاب اسم وبلاگ:
اسم وبلاگ گروهی رو که من تعیین نکردم.:wink اما وبلاگ خودمو چون هم اسم خودم بود.
از میان بچه های وب چه کسی روبیشتر از همه دوست داری:
همه رو با هم هزار تا دوست دارم! همون هوارتا:wink
تعریفی از زندگی خود:
عحیب و غریب. جنجالی. غیر منتظره ی خوشایند و گاهی غم آلود. چهار فصلی و پر ماجرا. (انگار فیلم سینمایی تبلیغ می کنم!:laughing)
واژه های زیر یادآور چه هستند:
هلو: سروش عسل:kiss:kiss:kiss:kiss
اشک: مدتیه خشکیده! حوصلشو ندارم.:oh
خواهرشوهر: خدا نصیب گرگ بیابون نکنه!!:donttell البته خواهرشوهر بدذات خواهرمو میگما.:surprise وگرنه اگه مثل آدم و یه انسان متمدن امروزی باشه میشه مثل یک دوست و همدم و در غیر این صورت میشه موی دماغ…
رنگ چشم شما: قهوه ای
رنگ مورد علاقه شما: نارنجی و سبز
جواب تلفن و ارتباطات:
ارتباطات رو که دارم می خونم! تلفن هم خوب جواب میدم مگه این که سایلنت باشه و صداشو نشنوم.
کلام آخر:
(کاش خدا کمک کنه دفع شر بشه. آمین!)
من پر از وسوسه های بودنم (یهو به ذهنم اومد:teeth)
خنده هاتون از ته دل. دوستی هاتون پابرجا. دلاتون خالی از غم.
پ.ن: باید چهارشنبه آپ می کردم.یعنی فردا. منتها فردا ممکنه نرسم.بنابراین امیدوارم عذرمو بپذیرین… سمی جونم که چهارشنبه ها آپ میکنه هم باید تو بازی شرکت کنه ها:teeth:kiss و بقیه ی دوستان هم لطفا شرکت کنن. مرسی
سلام
وقت بخیر…
امروز مطمئن تر از قبل پیشنهاد مینمایم هر که میخواهد در اسپشیال
تاپیکی تضمینی با بیننده بالا و نظرات بسیار ایجاد نماید
فقط و فقط حول محور ازدواج باشد و لاغیر…
………………………………………….
زمانی یکی از یاران فرهیخته اسپشیال به من گفت که وبلاگی اختصاصی اتخاذ کن…
و من پیشنهاد ایشان را اکنون عملی خواهم نمود. زیرا که وقتی جناب پارسا(پپر)
میتواند من چرا نتوانم…
پس به زودی منتظر باشید…
از اونجایی که . . . به قول پویا و ویولت . . . دیگه دور ، دور . . . فیسبوک ، توئیتر و یوتیوب . . . است
و دوباره از اونجایی که . . . منم حسود :teeth
و سه باره از اونجایی که . . . من و بلاگ اسپشیالی خودما بتونم به روز کنم . . . هنر کردم
و چهار باره بخاطر اینکه . . . دیگه انگیزه ای باقی نمانده
از وبلاگ گروهی یاران اسپشیال میرم
.
پی نوشت : چقدرم که این وبلاگ . . . به جامع معلولین کمک کرد :teeth